تبليغاتX
با گیســــــــــــــــــــوان آخــــــته

*...

هيچ چيز سر جاي خودش نيست

اين صندلي وارونه

- ميز افتاده

اين كاغذ هاي پاره پوره            بوي كسالتي عميق مي دهند

 

 

اين همه سكوت

ادامه كسي است كه دود مي شود

 

 

هيچ چيز سر جاي خودش نيست

 

 

حتا كلمات

ديگر جفت و جور نمي شوند

از كسي بگويند

ايستاده روبروي آينه

به مرگ خويش مي نگرد ...

                                               قزوين  - 1377

+ نوشته شده توسط محمد حسن جنت امانی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 21:35 |
 

 *...

...ما

(من و تو )

برنخاستیم که بنشینیم...

+ نوشته شده توسط محمد حسن جنت امانی در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 22:56 |
در تاریخ نوزدهم تیر ماه اعتراض شمس لنگرودي به استفاده از نام رمانش در وبلاگ اش کار شده است با هم می خوانیم و در ادامه جهت احترام به این بزرگ  دو نمونه از کار هایش را از (مجموعه شعر نت هایی برای بلبل چوبی ) کتاب تشویقی نوزدهمین دوره کتاب سال ۱۳۸۰  را زمزمه و می کنیم و لذت می بریم:

« كار كردن در چنين وضعي رژه بر خاك پوك است! »
اعتراض شمس لنگرودي به استفاده از نام رمانش

 

شمس لنگرودي به استفاده‌ي بدون اجازه از نام رمانش اعتراض كرد.

اين شاعر و نويسنده در يادداشتي كه در اختيار بخش فرهنگ و ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا) قرار داده، آورده است: «اگر مرجعي براي دادرسي وجود داشت، به‌جاي نوشتن يادداشت، حتما به آن مراجعه مي‌كردم. هم‌اكنون نمايشگاهي از كاريكاتورهاي هنرمند اردني در موزه‌ي هنرهاي معاصر فلسطين با نام كتابم «رژه بر خاك پوك»، بدون اجازه‌ي من، داير است. چنين كاري دستبرد به حقوق معنوي ديگران است

شمس لنگرودي در ادامه افزوده است: «راديو شعرم را بدون ذكر نام من مي‌خواند. روزنامه‌هايي بخش‌هايي از كتاب‌هايم را با نام‌هاي جعلي و واقعي چاپ مي‌كنند. با همين نام «رژه بر خاك پوك»، فيلم كوتاهي ساخته‌اند. كار كردن در چنين وضعي رژه بر خاك پوك است! اگر مرجعي بود، شكايت مي‌كردم.»

البته نام نمایشگاه تغییر کرد اما به نظرم این چیزی را عوض نمی کند چون اگر مولف خود به این مساله پی نمی برد نه تنها این اتفاق نمی افتاد بلکه شاید فردا مدعی هم پیدا می شد

شعر ۴۸

جزایر و اقیانوس ها را در می نوردم

کنار تو می نشینم

بر مویت دست می کشم

با تو سخن می گویم

و بر می گردم

بی آنکه مرا دیده باشی

حیرت مکن که پنجره ات باز است و عروسک هایت می خندند 

شعر ۷۱

بنویس

بنویس و هراس مدار

از آنکه غلط می افتد

بنویس و

پاک کن

همچون خدا که هزاران سال است

                      می نویسدو پاک می کند

و ما هنوز مانده ایم

در انتظار پاک شدن

و بر خود می لرزیم

+ نوشته شده توسط محمد حسن جنت امانی در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 19:38 |